میشوم اونها خیلی تو دارند وقتی برای گپ زدن با تو را اصلا ندارند یا که اصلا امکانش نیست،جواب
سلامت را هم به سختی میدهند آنها شخصیتهای مصممی دارند و تو مجبوری همچنان در کفشان
بمانی دوست دارم بدانم اسطوره های من اوقات فراغت خودشان را چطور میگذرانند؟
آیا اونها هم در دوران دانشجویی مثل من منتظر اتوبوس میماندند؟غذای سلف میخوردند؟تنهایی به
همه جا میرفتند؟تنها به سینما به کتابفروشی به فروشگاه میرفتند؟ دلشان نمیگرفت؟آیا اونها هم
ساعتها در دانشکده علاف میشدند و نمیدانستند خودشان را به کجا پرت کنن یا تایم اضافه خودشان
را صرف مطالعه میکردند اگر این طور بود پس این همه دوستان باوفا چطور گردشان جمع است یاشاید
هم مثل من بیخودی آویزان دوستانشان میشدند،آیا دوستان با معرفت زیادی داشتند که نمیگذاشتند
غمشان باشد یا مثل من عده ای نادان و حال بهم زن که تنهایی را به بودن با آنها ترجیح میدهی
واقعا دوست دارم بدانم با این همه حجم از مطالعه پس با تنهایی فرسوده کننده شان چه میکردند؟
آیا مثل من مدام عجله و استرس داشتن؟نه مطمنم که نه،آیا آنها قلبی سرشار از مهر و عاطفه دارند
یا مثل من هیچ جوره تحمل کج فهمی و نادانی آشناییان دور و نزدیکشان را ندارند
همگی آنها عمیقا صبور و سرشار از آرامش اند و مدام مشغول مطالعه و کار هستند و من به شدت
دوستشان میدارم و برایشان عشق میفرستم و از اعماق قلبم آرزوی موفقیت روزافزونشان رادارم .
برچسب:
نویسنده: مهتاب اسماعیلی